تبليغاتX
ღ ܜܔمنم یه دیوونه بارونღ ܜܔ
سلام دوستای مهلبونم

احوالـــ شما؟؟؟؟؟Smiley

ببخشید  کهـــ اینخدهـ دیـــــراپـــــ می کنم

آخه بدجوری درگیرم

نمیدونین چقده دلم براتون تنگ شده بودSmiley

راستی بچه ها این قالبو خودم طراحی کردم

نظرتون چیه خوبه؟

 

هروقت یادت  دلتنگیام بی تابم می کنه و حتی گریه هامم نمی تونه آرومم کنه

این مطالب و می خونم


 

گفتم : خسته ام

گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله / از رحمت خدا نا امید نشوید.(رمز /53)

*

گفتم : هیچ کی نمی دونه تو دلم چی می گذره !

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه / خدا حائل هست بین انسان و قلبش ! ( انفال / 24 )

*

گفتم : غیر از تو کسی رو ندارم .

گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید / ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق /16)

*

 گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی !

گفتی : فاذکرونی اذکرکم / مرا یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره /152)

*

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟

گفتی : و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا / تو چه می دانی ؟ شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب /63)

*

گفتم :تا اونموقع چی کار کنم ؟

گفتی : تونبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله / کارهایی که به تو گفتیم انجام بده و صبر کن خدا خودش حکم کند.(یونس /109)

*

گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم لبریز ... یه اشاره کنی تمومه

گفتی : عمی ان تحبو شیئا و هو شر لکم (شاید چیزی که تو دوست داری ، به صلاحت نباشد (بقره 216 )

*

گفتم انا عبدک الضعیف الذلیل ... چطور دلت میاد ؟

گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم / خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه – مهربان است.(بقره 143)

*

گفتم : دلم گرفته ...

گفتی : بفضل الله و برحمته فبذالک فلیفر حوا /مردم باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند ( یونس 58)

*

گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت و علی الله ...

گفتی : ان الله یحب المتوکلین / خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد ( آل عمران )

وقتی این آیه ها رو میخونم ..

یادم می افته که یکی اون بالا هوامو داره  و تنهام نمی ذاره

و هیچوقت دیر نمیکنه ...هیچوقت.... وکمی آروم میشم....

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 19:21  توسط ღ ܜܔRainy boy ܜܔღ  | 

سلام به همه دوستای مهلبونم

حالتون خوبه؟

میدونم خیلی از دسم دلخورین

که چرا اینقد دیر به دیر بهتون سر میزنم و آپ می کنم

حق دارین از دسم ناناحت باشین

ولی بخدا تو این مدت خیلی مشکل داشتم

اصلا نمی تونستم بیام نتComputer

خودتون میدونین که دانشگاه چقد آدمو از همه چی دور می کنه

بازم معذرت می خوام

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 1:36  توسط ღ ܜܔRainy boy ܜܔღ  |